جلال جلالى زاده

46

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

صحيح و صواب : واژه صحيح و صواب براى ترجيح در بين وجوه و آراى أصحاب است و هنگامى است كه بكارگيرى رأى مقابل به سبب ضعف مدرك ، ضعيف يا باطل باشد . در مقابل صحيح ، ضعيف و فاسد است و در مقابل صواب ، بسيار ضعيف است . بيضاوى صحيح را براى بيان اختلاف و ترجيح در بين أقوال مىداند اما امام غزالى براى بيان اختلاف و ترجيح در اقوال و أوجه و رافعى در آنها و در طرق مىداند . المذهب : لفظ مذهب براى ترجيح در بين روشهاى روايت اقوال امام يا وجوه أصحاب به كار مىرود و فقهاى شافعيه آن را بر روش راجح در بيان مذهب اطلاق مىكنند يعنى بيشتر از يك طريق در نقل مذهب وجود دارد يعنى يكى از علما در مسأله‌اى دو قول يا دو وجه را روايت مىكند و يكى از علما يكى از آنها را قطعى مىداند و از اين قول راجح تعبير به مذهب مىشود . أرجح : آن است كه رجحانش بيشتر از ديگرى است و در مقابل آن راجح است كه به وسيله يكى از اسباب ترجيح مانند قوت دليل يا تناسب با زمان يا عرف با شهرت تقويت مىشود . أشبه : حكمى است كه شباهتش به علت جامعه در بين مقيس و مقيس عليه قوىتر است و اين اصطلاح زمانى به كار برده مىشود كه يك مسأله‌اى دو حكم داشته باشد كه مبنى بر دو قياس باشند و شباهت علت در يكى از آنها به اصل قوىتر باشد . أقرب : بر وجهى اطلاق مىشود كه در قياس با ديگرى به نص امام شافعى نزديكتر است و رافعى آن را بر قول يا وجهى كه به نص امام نزديكتر است اطلاق مىكند .